ناگفته مانده
شنبه 2 مهرماه سال 1390 17:17
نمی دانم چرا گریزانم از این دنیا از این لحظه گریزانم چرا از گنجشک و گلها و آلاله ها گریزانم نمیدانم از این دنیا که هر جایش بوی غریبی بر مشامم می رسد از این فانی گریزانم چرا از یک لحظه خندیدن پیچک گریزانم نمیدانم! نمیدانم چرا بوی غریبی می دهد دنیا... از این دنیای ماشینی نمیدانم چرا احساسی نمی بینم چرا باید ببینم چرا...